گنج

شمارهٔ ۱۳

۱۰ بیت
غیر آن... نیلی خط به چهر مهر تابخود ندیدستم که روید آسمان از آفتاب
نگسلد...گی زآن خط چو صوفی از حشیشروز لبان جان پروری چونانکه مستی از شراب
از چه آن...خط انگیخت دریا ز اشک منگر همی رسم است کز دریا بر انگیزد سحاب
چشم من بر چهر او بین خال او در چشم منتا در آذر بط همی بینی و سامندر در آب
غنچه بر رستش خط نیلوفری تا از چه رویگفت خاقانی که نیلوفر نروید از سراب
شیخ و نان وقف و ما و باده بی...گیداوری کن کار آتش خوبتر یا کار آب
گر سوالم بر نیاید هیچ از آن... لبتنگ نارم دل به رنجش هیچ اگر ندهد جواب
دل در آن... مژگان است هان مفروز چهرور چنین آتش کنی هم سیخ سوزد هم کباب
تن چو جان در چنبر...زلفش رفت رفتگم شد از بس لاغری چونانکه موئی در طناب
گفت غیر و چامه سردار بی ...گیکیمیا با سحر بینم سحر با فصل الخطاب