شمارهٔ ۱۱
به پیری مر مرا دل زان جوان رستخلاف کیش از تیری کمان جست
توام سودی به خط آسمان پایچه برسایم زدست آسمان دست
کشی بر جای ماهی مه به قلابچو برسازی ز حلقه زلفکان شست
بجز از پرنیان ماه قصب پوشدگر کشنید تا ماه از کتان خست
میانش گر همی سنجم به موئیهمانا باز موئی در میان هست
سرینش با کمر بین تا نگوئینشاید آسمان بر ریسمان بست
من از پیروز بالای وشاقانفریدون از درفش کاویان مست
بسم سردار پایه سربلندیاگرش آیم به خاک آستان پست