گنج

شمارهٔ ۳۹

۴ بیت
آب شد دیده ز بس گریه دگر چون گریمخون کن ای عشق دلم تا پس از این خون گریم
تا تو ای خسرو خوبان همه شیرین خندیمن چو فرهاد به تلخی همه گلگون گریم
تو گلستانی و من ابر بهاران نه عجبکه فزون خندی چندانکه من افزون گریم
گاه بر گریه بی حاصل لیلی خندمگاه بر خنده ناکامی مجنون گریم