گنج

بخش ۱۵ - برهان پنجم

۲۴ بیت
تهمتن اگر تاج کاووس بردبه پیشش دو صدره زمین بوس برد
که رسم است مر بنده را از گناهتمسک به بخشایش پادشاه
تو در عهد سلطان فیروز بختخداوند دیهیم و دارای تخت
که کس نان خود خورد نارد زبیمتو سالوسک زرق دیدن مقیم
به شش قبضه پولادمیل تفنگبه نه ذرع عمامه سبز رنگ
به تبدیل آقا و سید دو جابری صرفه از دفتر پادشا
ازین جرم یک ره پشیمان نه ایوزین جمع بندی پریشان نه ای
خراج ولایت خوری تا به زرقمتاع کسان تا کنی زیب دلق
گهی سید و گاه آقا شویگهی راه زن، گاه ملا شوی
گهی تیغ گیری و گاهی عصاگهی درع پوشی و گاهی ردا
گهی سبحه گیری به کف گاه جامگهی طالب ننگی و گاه نام
گهی شیخ گردی، گهی می فروشگهی زاهد و گاه پیمانه نوش
گهی خود و گه شال بر سر زنیگهی کاغذ و گاه خنجر زنی
گهی نیزه بر دست و گاهی قلمگهی جبه بر دوش و گاهی علم
گهت جای بر پایه منبر استگهت پای بر رخش جنگ آور است
رجز خوان گهی و گهی خطبه گویگهی طالب صلح و گه جنگجوی
گهی زخمه بر ساز ماتم زنیگهی نغمه از زیر و از بم زنی
گهی ذاکر شاه خونین کفنز ظلمت گهی عالمی نوحه زن
بهر لحظه نیرنگ دیگر کنیبه سالوس افسانه ای سر کنی
مهیا کنی صلح و جنگ دگرخوری مال مردم به رنگ دگر
زهی خلق و خوی فسونساز توکه کس مطلع نیست بر راز تو
اگر سیدی آهنین جامه چیستوگر رهزن این سبز عمامه چیست
برو طالب صلح یا جنگ باشنفاق از دورنگی است یکرنگ باش
تهمتن ترا نیست هم برز و یالبه این مکر و فن نیست دستان زال