گنج

بخش ۲ - نوحه

۲۴ بیت
نبودی ای ز تو فرخنده روزمبرادر جان برادر
که بینی تن به زیر نیم سوزمبرادر جان برادر
مرا آن کوژپشت افکند و افتادبه رویم وه که بنهاد
فلک غوزی عجب بالای غوزمبرادر جان برادر
در آغاز بهار زندگانیدویم فصل جوانی
چمن بفسرد از این بردالعجوزمبرادر جان برادر
ز بس کز نیم سوز آذر اندودزماهی شد به مه دود
سیه گشت اختر گیتی فروزمبرادر جان برادر
زلیخا آتشین چنگ آهنین مشتچنانم کوفت بر کشت
که باور نیست جان بردن هنوزمبرادر جان برادر
ز حلق و مشت، نوری وتماشاخدایا توبه حاشا
بهم مالید گردون پک و پوزمبرادر جان برادر
شبی آوردم آهو بر سر تیربه روباهانه تزویر
برون برد از کمند آن سگ چو یوزمبرادر جان برادر
به شاهد راست کردم ناف بر نافدریغ آن هر دو سر قاف
ندادم فرصتی کش در سپوزمبرادر جان برادر
اگر صد ذی ذکر چون من زمایهشدی آن چار خایه
به کون خنبک زنان گفتی به چوزمبرادر جان برادر
ز کفش و گیوه روز سنگ بارانگمان کردند یاران
که من استاد صنف پاره دوزمبرادر جان برادر
زچشمم گرد جولان عجب نازهمی شد نور پرداز
زرافشان ساخت کر از عروگوزمبرادر جان برادر
کمر تا غوزکم از نیم سوزانتنور آسا فروزان
مپرس از درد و سوز بی بروزمبرادر جان برادر