گنج

شمارهٔ ۸۳

۷ بیت
آنچه با من سوز عشق وی کندآتش سوزان کجا با نی کند
کرد با عقلم خیال لعل اوآنچه با مغز حریفان می کند
آنکه کار جمله از یک غمزه ساختفکر کار ما ندانم کی کند
گرد برخیزد ز واپس ماندگانتا مه محمل نگاه از پی کند
راه لیلی بر سر مجنون فتادساربان کو تا شتر را پی کند
کعبه نبود قبله عشاق کیستتا رخ مجنون به سوی حی کند
کلک یغما با لب شیرین دوستتنگ شکر را به ناخن نی کند