شمارهٔ ۸۱
شراب از خم به جام آمد خوش آمدگه عیش مدام آمد خوش آمد
معلق شد سبوی غنچه از شاخسرا پا لاله جام آمد خوش آمد
اگر ماه مبارک شد نکو شدوگر عید صیام آمد خوش آمد
زطوف و سجده مینا و مستانچمن بیت الحرام آمد خوش آمد
روان بر شط می شد کشتی جامجهان دارالسلام آمد خوش آمد
در میخانه بگشادند و بوئیز رحمت بر مشام آمد خوش آمد
قد شاهد به رامش قامت افراختقیامت را قیام آمد خوش آمد
نشسته باده خواران دوش بر دوشچمانی در خرام آمد خوش آمد
به پهنه رامش اندر توسن جامز می زرین ستام آمد خوش آمد
مسوز ار رفت یغما از خراباتکه این ناپخته خام آمد خوش آمد