شمارهٔ ۶۴
جزع یمانش شد از شبه گهر آموددیده نم آرد چو گشت خانه پر از دود
گفتمش از خط جمال حسن بکاهدروشنی ماه در سواد شب افزود
جام سفالینه هست و کنج خراباتکاسهٔ زر گو مباش و کاخ زر اندود
جز ز خط جام و لوح جبههٔ ساقیراه نبردم به گنجنامهٔ مقصود
سنت محمود چیست مهر غلامانما و به رسم فریضه سنت محمود
عشق غنیمت شمر که وصل نکویانباغ خلیل است و عشق آتش نمرود
خون پدر خود ز شیر مام ندانیمادر گیتی نپرورد چو تو مولود
تیرگیت موجب زوال من افتادنورک الله ای ستارهٔ مسعود
نرم شد از آتش دلم دل سختشقطرهٔ خونی نمود معجز داود
عشرت یغماست با خیال دهانتتنگ معیشت به هیچ شد ز تو خشنود