گنج

شمارهٔ ۱۴۱

۹ بیت
بگیر گوشه جام ار حریف عیش مدامیکه دور از خم گردون نمود گوشه جامی
به طاق ابروی ماهی بنوش جام هلالیچه مانده چشم به راه هلال عید صیامی
جهان زنکهت پیمانه مست و واعظ مسکینهنوز گرم ملامت مگر نداشت مشامی
ببین به دیده وحدت مقیم دیر و حرم راکه در میانه نبینی جز اختلاف مقامی
ز آشیانه و گلشن چه حاصلم که نداردگذر به خانه صیاد و ره به حلقه دامی
دریغ نیست گذشتن ز سنگ جور نکویاناگر شکسته پَرَت ، بر نشین به گوشهء بامی
جگر خراش به گوشم رسید ناله یعقوبمگر ز مصر به کنعان رسیده است پیامی
به ماه و سرو چه نسبت جمال و قدبتان رانه ماه را قد موزون نه سرو راست خرامی
نشان مجوی ز یغما که من به ناحیه دیدمدو اسبه پشت به مقصد ز دست رفته لگامی