گنج

شمارهٔ ۱۴

۱۰ بیت
هرگز مباد کوثر و جنت هوس مراجام شراب و گوشه میخانه بس مرا
دانی به کنج صومعه ام ذکر سبحه چیستای کاش برده بود به زندان عسس مرا
هامون چه پویم از پی محمل که می رسداز راه دل به گوش، صدای جرس مرا
ننگ آیدم ز ظل هما گرچه چرخ دونمی پرورد به سایه بال مگس مرا
آخر ز سخت گیری صیاد و باغبانپر ریخت در میانه باغ و قفس مرا
گفت آیمت به سر دم مردن فغان که گشتآغاز وعده حسرت آخر نفس مرا
زین پس به کنج صومعه نوشم شراب امنکانجا بدین لباس نگیرد عسس مرا
گفتم به کوی دوست پی از گریه گم کنمطوفان اشک بست ره از پیش و پس مرا
بنمودمی حقیقت آب بقا به خضربودی به خاک پای تو گر دست رس مرا
یغما خوشم به خرقه که عمری در این لباسبودم شراب خواره و نشناخت کس مرا