گنج

شمارهٔ ۱۳۴

۸ بیت
گرنه فدای آن سری ور نه به پای آن تنیدل نه که سنگ پهلوئی سر نه که بار گردنی
قبله دیر و مسجدی، کعبه زهد و زاهدیغارت دین و دانشی، فتنه کوی و برزنی
بر به صلاح دشمنان، طره و ابروی و مژهدر به مصاف دوستان، تیر و کمان و جوشنی
صدق و ارادت مرا این دو گواه عدل بسکز همه با تو دوستم و از همه ام تو دشمنی
بر رخ تست مرد و زن فتنه کزان خط و ذقنرهزن صد منیژه و چاه هزار بیژنی
راست به قدو زلف و خط، صاف به چهر و کتف و لبکشمر و چین وتبتی، خلخ و مصر و ارمنی
از مژه و ابروی بتان بر سر و تیغ و خنجرملیک ترا چه کت بپا در نخلیده سوزنی
یغما از مجاهدت کی کشی آستین اوبیهده بر در طلب دست هزار دامنی