شمارهٔ ۱۲۳
روزها شب ها به دوران تو شد طی آسمانیک سحر شام مرا کی بود در پی آسمان
گفته ای از مهر می خواهی ز کینت بگذرمگر بدینسان بگذری نی آسمان نی آسمان
چت گشاید زاینکه هر کو با من بیچاره بستعهد کین از مهر بستی عهد با وی آسمان
تا زکارم یک گره نگشاید از سر پنجه ایهر کرا دستی به ناخن کرده ای نی آسمان
تا به کی افراسیابی با چو من افتاده اینز نتاج رستمم نز دوده کی آسمان
عاقبت کردی به کام دشمنانم زیر دستپشت دستی الامان ای آسمان ای آسمان
گفته ای بر کام یغما کرده ام شب ها به روزکذب بهتان افترا تهمت کجا کی آسمان