گنج

شمارهٔ ۱۲۱

۱۸ بیت
کدام باده ز مینای دهر شد به گلویمکه خون نگشت و زمژگان فرو نریخت برویم
ز میر میکده تا کی کنم تحمل خوارینماند نیروی طاقت مگر ز آهن و رویم
بگشت شیمه و خوی مصاحبان موافقمخالفت مشمر گر بگشت شیمه و خویم
کسی که سوی ویم بود روی، پشت به من کردکسی که بود مرا پشت ایستاد برویم
کنون که پیر مغانم به چهره در نگشایدچه غم کسی در مسجد نبسته است به رویم
به خاک خانقه از تن غبار کفر بریزمبه آب صومعه از چهره گرد شرک بشویم
امام شهر کزین پیش بر به حکم شریعتز ننگ دامن تر راه می نداد به کویم
کنون نشانده به پهلو ز مهر و می بفشاندغبار میکده با آستین خرقه ز رویم
یکی درد به تن آلوده خرقه و آن دگر از مهرکند به سوزن پرهیز چاک جامه رفویم
بگردن این فکند طوق سبحه وان بگشایدصلیب خدمت شیرین بتان سلسله مویم
به ذکر حلقه اسلامیان و من سر تشویرچو گبر تازه مسلمان به خویش رفته فرویم
ز جوی ساغرم آب طرب برفت و بیامدز چشمه سار ورع باز آب رفته به جویم
یکی به گوش همی خواندم اذان و اقامتامام جمعه سراید ز راه و رسم وضویم
به صوت وعظ فرو رفت گوش نغمه نیوشمبه ذکر سبحه بر آمد زبان زمزمه گویم
به خانقاه بیا عزتم نگر که تو گوئیکه اوست مصطبه من بنده صدر مجلس اویم
کهن لباس فکندم وگر خدای بخواهدمبارک است مبارک طراز خلعت نویم
گرفت حلقه مسجد کف پیاله ستانمبه سوی کعبه گرائید پای بتکده پویم
شدم ز میکده گشتم مرید صومعه یغمابگو ز میزر و مصحف مگو زجام و سبویم