گنج

شمارهٔ ۱۱۰

۹ بیت
بهار ار باده در ساغر نمی‌کردم چه می‌کردم؟ز ساغر گر دماغی تر نمی‌کردم چه می‌کردم؟
هوا تر، می به ساغر، من ملول از فکر هشیاریاگر اندیشه‌ی دیگر نمی‌کردم چه می‌کردم؟
عرض دیدم به جز می هرچه زان بوی نشاط آیدقناعت گر به این جوهر نمی‌کردم چه می‌کردم؟
چرا گویند در خم خرقه‌ی صوفی فرو کردیبه زهدآلوده بودم گر نمی‌کردم چه می‌کردم؟
ملامت می‌کُنَنْدَم کز چه برگشتی ز مژگانش؟هزیمت گر ز یک لشکر نمی‌کردم چه می‌کردم؟
مرا چون خاتم سلطانی ملک جنون دادنداگر ترک کُلَهْ افسر نمی‌کردم چه می‌کردم؟
به اشک ار کیفر گیتی نمی‌دادم چه می‌دادم؟به آه ار چاره‌ی اختر نمی‌کردم چه می‌کردم؟
ز شیخ شهر جان بردم به تزویر مسلمانیمدارا گر به این کافر نمی‌کردم چه می‌کردم؟
گشود آنچه از حرم بایست از دیر مغان یغمارخ امید بر این در نمی‌کردم چه می‌کردم؟