گنج

شمارهٔ ۱۰۵

۹ بیت
زلف تو نشسته تا سر دوشدر ماتم عاشقان سیه پوش
از ما به غلط نمی کنی یادوز غیر نمی کنی فراموش
آن پنبه که بر لب صراحی استای کاش مرا نهند در گوش
چشم تو به قصد شیر گردونآهوی حرم به خواب خرگوش
با موی سفید عشقم آن کردکآتش نکند به عهن منفوش
بسته است مرا زبان گفتارفریاد از آن لبان خاموش
ابروت به چهره یا مه سلخبگشوده بر آفتاب آغوش
بر دیده نهم گر آیدم تیرزآن ترک کمان کشیده تا گوش
یغما ز خطش قوی تر افتادچون گرگ حریص و چاه خس پوش