گنج

شمارهٔ ۷

وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)قافیه: ابود۱۰ بیت
جانا ، همه خطاب تو با من جفا بودوز من جفات را همه پاسخ وفا بود
هرگز مباد با تو جفاکار روزگارورچه همیشه کار تو با من جفا بود
ای نزد من ز جان و دل من عزیز ترقصدت همه بجان و دل من چرا بود؟
با روی تست عشق روا و بدین سببهرچ آن ز تو به‌روی من آید روا بود
گویند : دل به‌مهر نگاری دگر سپارهرگز نکوتر از تو نگاری کجا بود ؟
خورشید پیش نقش رخ تو هدر شودیاقوت پیش رنگ لب تو هبا بود
جان مرا همیشه سعادت ز یاد تستحاشا! اگر ز یاد تو جانم جدا بود
بربود عشق تو دل و دیده ز من و لیکبا عشق تو غم دل و دیده کرا بود؟
تا کی تنم ز عشق تو بار بلا کشد ؟تا کی دلم ز جور تو یار عنا بود؟
در کش ز جور دامن و می دان:که رسم جوردر روزگار خسرو عادل خطا بود