شمارهٔ ۱۲۰ - نیز در مدیحه گوید
ای چو چرخ بیستون رفیعوی چو کوه بیستون صدرت منیع
چو زمانه دولتی داری عزیز چون ستاره همتی داری رفیع
در مساعی کرده های تو جمیل در محامد گفتههای تو بدیع
همچو صبر بخردان حزمت متین همچو وهم زیرکان عزمت سریع
صدر محروس ترا گیتی غلامرأی میمون ترا گردون مطیع
مجرمان آز را وقت عطالفظ و اخلاق تو بس باشد شفیع
ارتکاب کین تو بئس العملاکتساب مهر تو نعم الصنیع
تا بود اظهار دین شغلی شریف تا بود انکار حق کاری شنیع
باد تا یوم الجزا نامت بلند باد تا روز قضا جاهت وسیع