گنج

بخش ۴۸ - در بیان آنکه هر که خدا را دانست از مرگ نترسد چون دید که بعد از مرگ حیاتی باقی دارد خوشتر و لذیذتر از حیات دنیا و در تفسیر این آیه لاقطعن ایدیکم و ارجلکم من خلاف و لاصلبنکم اجمعین

وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)۲۵ بیت
زان سبب در زمان خود فرعونکه نبودش ز حق تعالی عون
ساحران را چو دید از سر عشقرو بموسی نهاده با صد صدق
گفت بی آنکه من دهم فرماناز چه رو با وی آورید ایمان
من شما را بتیغ پاره کنمهمچو قصاب بر قناره کنم
دست و پاتان جدا کنم از تنذره ذره کنم شما را من
همه گفتند مرگ تن سهل استحق چو شد یار ترک تن سهل است
ترسد از مرگ آنکه فاسق بدطاعت حق نکرد و خائن شد
دزد و قلاب ترسد از شحنههر دم از ترس پرسد از شحنه
آنکه از شحنه میخورد ادرارهست او را ز شحنه منصب و کار
کی هراسد ورا ز جان جویدتا که با وی ز سر دل گوید
پیش ما هست گوهر ایمانبهتر از جسم و جان و هر دو جهان
تن در آخر بما نخواهد ماندخاک خواهند بر سرش افشاند
پیشتر پستر آن قدر نبودرنج تن همچو رنج جان نشود
جان و ایمان بحق بود قایمتا خدا هست باشد آن دایم
نفس فانی است هم فنا گرددچون ز لارست باز لا گردد
زو رهیدن یقین ز بخت بودهر که زو جست سوی عرش رود
عیش این علام دو سه روزهبود از بحر عشق یک کوزه
آب این کوزه را در آن یم ریزتا شوی تازه چون شه تبریز
تلخ مرد آن کسی که شیرین زیستهرکه خندان گذشت بس که گریست
تلخها چون شود ترا شیرینهم تو خسرو شوی و هم شیرین
تلخ و شیرین بوند چون گل و خارگل بود یار و خار باشد مار
بر تو چونکه خار گل گرددجزو جانت قرین کل گردد
رنجها چون شود ترا راحتباشدت یار دائماً راحت
چون رسد راحتی شوی شادانور رسد رنج هم نگردی زان
نوش و نیش است در جهان چوتراهردو یکسان شدت نماند عنا