بخش ۴۹ - در تفسیر این آیه که الا ان اولیاء الله لاخوف علیهم و لاهم یحزنون
اولیا را از این خدا فرمودنیستشان خوف از فنای وجود
در پناهم ز هر بلا ایمنخوش وسرمست در لقا ساکن
خنک آنکس که حق ورا یار استجان او مست و غرق انوار است
هر دمش از خدا رسد کامیبرتر از دو جهان برد گامی
از ورای زمین و هفت سماسوی جانان روانه در بیجا
در جهانی که آن ندارد حداندر او نیست ضد ّ و ند و عدد
گذر از چون که یار بیچون استهر که در چون بماند آن دون است
هرکه بگذشت از ح جاب صورنوع دیگر بود ورا کر و فر
نفس سرکش ورا زبون گرددایزدش یار و رهنمون گردد
هر که حق را بود بجان جویانحق ورا هست همچنان جویان
بلکه آن جستجوی عشق و قلقاندرو پست شد ز بر تو حق
چون کنی فهم این سر از ایمانپس بدانی که نیست کس جویان
جز خدای علیم در دو جهاننیست جوینده آشکار و نهان
هست از نامهاش یک طالبطلب جمله عکس آن غالب