شمارهٔ ۹۸
اسیر جلوهٔ هر حسن عشقبازی هستمیان هر دو حقیقت نیاز و نازی هست
ز هر دری که نهد حسن پای ناز برونبر آستانهٔ آن در سر نیازی هست
اگر مکلف عشقی سر نیاز بنهکه هر که هست به کیش خودش نمازی هست
چو نیک درنگری عشق ما مجازی نیستحقیقتی پس هر پردهٔ مجازی هست
میان عاشق و معشوق کی دویی گنجدبرو برو که تو پنداری امتیازی هست
وداع خویش کن اول اگر رفیق منیکه این رهیست خطرناک و ترکتازی هست
نه احتراز از آن جانب است هموارهگهی ز جانب وحشی هم احترازی هست