گنج

شمارهٔ ۳۰۰

در راه عشق با دل شیدا فتاده‌ایمچندان دویده‌ایم که از پا فتاده‌ایم
عاشق بسی به کوی تو افتاده است لیکما در میانهٔ همه رسوا فتاده‌ایم
پشت رقیب را همه قربست و منزلتمردود درگه تو همین ما فتاده‌ایم
ما بیکسیم و ساکن ویرانهٔ غمتدیوانه‌های طرفه به یک جا فتاده‌ایم
وحشی نکرده‌ایم قد از بار فتنه راستتا در هوای آن قد رعنا فتاده‌ایم