گنج

شمارهٔ ۲۱۲

ز عشق من به تو اغیار بدگمان شده‌اندکرشمه‌های نهان را نگاهبان شده‌اند
حمایتی که حریفان بزم در بد منتمام متفق و جمله همزبان شده‌اند
عجب که بادهٔ رشکی نمی‌رود در جامکه سخت مجلسیان تو سرگران شده‌اند
رقابت است که چون در دلی به کینه نشستکسی ندید که من بعد مهربان شده‌اند
همه برای تو دارند نکته‌ها وحشیجماعتی ز حریفان که نکته دان شده‌اند