گنج

شمارهٔ ۲۱۳

یاران خدای را به سوی او گذر کنیدباشد کش این خیال ز خاطر بدر کنید
در ما ز دست آتش و بر عزم رفتن استچون آه ما زبان خود آتش اثر کنید
آتش زبان شوید و بگویید حال ماهنگام حال گفتن ما دیده تر کنید
از حال ما چنانکه درو کارگر شودآن بی‌محل سفر کن ما را خبر کنید
منعش کنید از سفر و در میان منعاغراق در صعوبت رنج سفر کنید
گر خود شنید جان ز من و مژده از شماور نشنود مباد که اینجا گذر کنید
وحشی گر این خبر شنود وای بر شمااز آتش زبانه کش او حذر کنید