بخش ۲۶ - صفت منجّم
ای واقف گردش ستارهدر گریه ی من فکن نظاره
یک ره به دل حزین گذر کندر خانه ی طالعم نظر کن
این دل که ز عشق گشته بیتابچندین ورقست چون سطرلاب
بر هر ورقی به دست دیدهاز زخم هزار خط کشیده
هر یک شده از قضای محتومدر حلقه ی طاعت تو منظوم
خونم شده قطره قطره از بیمدر رگ چو رقوم سطر تقویم