بخش ۲۵ - صفت حلّاج
حلّاجانند چشم بد دُورهر یک شاهی ولیک منصور
هستند ز خط، تذرو خوش فالوز خال سیه، غزال خوش حال
چک در کف شان کسی که دیدهخون آب ز دیده اش چکیده
عشّاق ازین بتان که نغزندچون جَوزَقَه جمله خشک مغزند
دارند ز مغز خشک بنیادمانند کمان ز پنبه فریاد