گنج

بخش ۱۶ - صفت کلّه پز

۷ بیت
گر حرف ز کلّه پز کنم سرگردد به دهانم آب کوثر
با چهره ی چون چراغ رنگینباشد چو فتیله جامه چرکین
تابان چو چراغ شام دیجوربا جامه ی چرب و روی پر نور
چون پای نهد کسی بدان کوسرها فرُش است در ره او
چون کلّه که میکشد بر سیخسر بر خط اوست کودک و شیخ
از حیرت عارض نکویشاز خاک نشستگان کویش
چون پاچه به دیگ، پیر و برنانشناخته اند، دست از پا