شمارهٔ ۹
گردون چو زد لوای ولایت به بام ماسامان گرفت شرع پیمبر به نام ما
در نعت این بس است که روحالامین پاکآرد سلام بارو رساند پیام ما
ای خواجه بندگی به مقامی رساندهایمکافسر رباید از سر شاهان غلام ما
ما را دوام عمر نه از دور انجم استباشد دوام دور فلک از دوام ما
دردا که بی حضور می و دور جام رفتسی سال روزگار همه صبح و شام ما
ساقی چو یک اشاره شد از پیر میفروشلبریز ساخت از می توحید، جام ما
ما را که لعل یار به کام است و می به دوردور سپهر گو که نگردد به کام ما
در آستان میکده ما را کنید خاکشاید که بوی باده رسد بر مشام ما
وحدت رموز مستی و اسرار عاشقییکسر توان شناخت ز طرز کلام ما