گنج

شمارهٔ ۴۰

وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)قافیه: اهعشق۷ بیت
شد بر فراز مسند دل باز شاه عشقیعنی گرفت کشور جان را سپاه عشق
جز در فضای سینه رندان می‌پرستنتوان زدن به ملک جهان بارگاه عشق
شوریدگان عشق برابر نمی‌کنندبا صد هزار افسر شاهی کلاه عشق
در ملک فقر افسر فخرش به سر نهندهر تن که خاک شد ز دل و جان به راه عشق
ای شیخ روی زرد و لب خشک و چشم تردر شرع ما به حقیقت بود گواه عشق
خودخواهی از خیال برون کن که در جهاناز خود گذشتگی‌ست همی رسم و راه عشق
هرگز نیابد ایمنی از حادثات دهروحدت، مگر دمی که بود در پناه عشق