شمارهٔ ۱۳
بشنو ز ما که تجربه کردیم سالهابیحاصلی است حاصل این قیل و قالها
حالی اگرچه رند خرابات خانهایملیکن فقیه مدرسه بودیم سالها
یعنی به می ز آینه دل زدودهاندرندان کوی میکدهام زنگ نالها
از کوهکن نشان و ز مجنون خبر دهندگلها و لالههای تلال و جبالها
جانا قسم به جان عزیزت که تا سحرشبها به یاد روی تو دارم خیالها
آن خالهای لعل لب دلفریب دوستگوئی نشسته بر لب کوثر بلالها
وحدت کمال عشق چو در بیکمالی استتکمیل عشق کرد و گذشت از کمالها