شمارهٔ ۵
چو آماده شد لشکر کینه خواهبه سوی خراسان روان گشت شاه
به پیشش همه فتح و اقبال بوددعای ضعیفان دنبال بود
روان گشت چو آن سپه فوج فوجتو گفتی که دریا درآمد به موج
قطار شترها پی یکدگرببستند بر ناوک جاده پر
به هر منزلی بار انداختندز نو روزگاری دگر ساختند
ز هر وادییی کوچ کردند بازنشیبی شد از گرد ایشان فراز
بدینگونه وادی به وادی شدندبه ملک خراسان چو شادی شدند
به تعظیم آن شاه با اقتدارز جا خاست ناامنی آن دیار
شدش جامه جان اهل ستمبه سان کتان از مه سر علم
چو افتاد بر سبزوارش گذرز خاک رهش کان مس گشت زر
قدومش نشابور را چون نواختشرف کان فیروزه را زنده ساخت
چنین رفت تا مشهد طوس شاهبه دل شوق درگاه عرش اشتباه