گنج

شمارهٔ ۹۴

وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)قافیه: اهها۹ بیت
با حوادث برنمی‌آیند مال و جاه‌هاپا نمی‌گیرد پیش تندباد این کاه‌ها
روشنایی از در حق کن طلب، زآن رو که هستچشم و ابروهای تصویر، این در و درگاه‌ها
همرهی از لطف حق جو، تا به مقصد ره بریغیر بی‌راهی نمی‌آید، از این همراه‌ها
بازی دولت مخور چندین، که مانع نیستندآفتاب حشر را، این خیمه و خرگاه‌ها
با ستمگر گو چه چشم روشنی داری دگراز چراغی کان برافروزد ز درد آه‌ها؟
می‌شمارند اهل دنیا فقر را بی‌جوهریطعن نامردی به مردان می‌زنند این داه‌ها
دل به دنیا می‌دهی و می‌ستانی رنج و غممی‌دهی نقدی چنین از کف به این تن‌خواه‌ها
ای که دلتنگی ز پستی‌های قدر خویشتنیوسفی دارد چو حسن عاقبت، این چاه‌ها
خانه چون نبود، اثاث خانه واعظ بهر چیست؟خانه دل را مکن ویران به این دلخواه‌ها!