شمارهٔ ۹۰
برای نان کشی تا چند از دونان تفوقهاکنی با روزی حق پیش هر ناکس تملقها؟
مگر در خواب بینند اهل دنیا روی بیداریبود کابوس خواب غفلت، این بار تعلقها!
از آسیب بلاهای زمان گر مأمنی خواهیبگرد خویشتن گردان، حصاری از تصدقها
به مویی بسته ربط بلهوس با سادهرخسارانتنفر میشود ده روز دیگر این تعشقها
کف از بالانشینی جا ندارد بحر را در دلچه دیدند این تهی مغزان، ندانم از تفوقها؟
گهرواری نباشد آبرو در گوهر مردمدرین دریای بیپایان، بسی کردم تعمقها؟
چو بالافشانی مرغ است در دام و قفس واعظکنی گر دعوی آزادگی، با این تعلقها