شمارهٔ ۸۹
از زبان کلک نقاشان، شنیدم بارهابیزبان نرم، کی صورت پذیرد کارها؟
سفله عالیشان، ز منصبهای عالی کی شود؟کی فزاید قدر خار از رفعت دیوارها
نیکخواهان در جهان مکروه طبع مردمندجز تُرُشرویی نبیند شربت از بیمارها
شیوهٔ احسان مجو از سفلگانِ روزگارنیست جای چشمه غیر از دامن کهسارها
مطلب این گوشهگیران، نیست جز شهرت که، گلجلوهای دیگر کند در گوشهٔ دستارها
نیست غیر از بار خاطر، راستگویان را به کفاز زبان راست میزان میکشد آزارها
بیخریداران سخن کی پخته گردد؟ زآن که هستدیگ جوش کاسبان از گرمی بازارها؟
سرفرازی در جهان خواهی؟ به خود چندین مبندراست نتواند شدن حمّال زیر بارها
نقطهسان هرکس چو واعظ فرد گردد از همهعالمی گرد سرش گردند چون پرگارها