شمارهٔ ۸۱
سرکرد وصف خوبی رویت، زبان مابگرفت خوبی تو، سخن از دهان ما
گر پادشاهی همه عالم بما دهندغیر از غم تو هیچ نباشد از آن ما
چون ایمن از حمایت گردون شود کسی؟تیغ سپرنماست فلک بهر جان ما
زینسان که ما زدیم بلب مهر خامشیدشمن چگونه ساخت سخن از زبان ما؟
ایمن بود ز تفرقه، گنج از نهفتگیگردیده بی نشانی ما، پاسبان ما
یکسو غم لباس و، دگر سوی فکر نانسرداده زندگی چه بلاها بجان ما؟
واعظ مصاف ما چو به تیغ شکستگی استهرگز نکرده پشت به دشمن کمان ما