گنج

شمارهٔ ۷۹

قافیه: انما۶ بیت
سامان حرف و صوت ندارد بیان مافردیست از کتاب خموشی زبان ما
مد نگاه عجز بود رمح جانستان!کی میبرند صرفه ز ما دشمنان ما
از ما شکستگان به حذر باش، زانکه ماتیغیم و همچو شیشه شکستن فسان ما
رنگ شکسته عرضه احوال عاشق استحاجت به گفتگو نبود در میان ما
از اشتیاق آن برو آغوش، دور نیستبیرون دود ز خانه خود گر کمان ما
واعظ، طریق مقصد ما راه باطنستگردیده خامشی جرس کاروان ما