شمارهٔ ۷۸
وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)قافیه: لما۶ بیت
شده با نیک و بد آیینه دل خوش گل ماخویش را بشکند آنکس که خورد بر دل ما
سرکشی بسکه به ما خسته دلان دشوار استسبحه سان سر نزند دانه ما از گل ما
سخن از آتش رخسار کسی میگذردمی توان شمع برافروختن از محفل ما
خون ما سخت برو جست دم تیغش رازخم، برخیز و حلالی طلب از قاتل ما
ابر سودای جنون، بارش فیضی ننمودمزرع دانه زنجیر نشد تا گل ما
عمر بگذشت و، ز ما هیچ نیامد واعظسبز ازین آب نشد مزرع بی حاصل ما