گنج

شمارهٔ ۷۰

قافیه: ورما۷ بیت
سر بزینت کی فرود آرد تن رنجور ما؟تن به سامان کی دهد هرگز، سر پرشور ما؟
برنمی خیزد ز نرمی از شکست ما صداهست این نعمت بجای کاسه فغفور ما
پیش ما سودای مجنون کی تواند شد سفید؟بحر چون گرداب می پیچد بخود از شور ما
ما شه ملک رضائیم و سپاه ماست غمنیست غیر از ما هرچه میخواهد شود دستور ما
بود خاطر ریش از خاطر هوسها، لیک شددست بر خاطر نهادن مرهم کافور ما
بود هر روزی ز ما کبریت احمر، حیف سوختشمع داغی برنکرد از وی دل بینور ما؟
با که گردم آشنا واعظ کز ابنای زمانکس نمی داند نمک خوردن بجز ناسور ما!