گنج

شمارهٔ ۶۹

قافیه: رما۷ بیت
قد خم شد و افتاد جهان از نظر ماواشد سر و سامان هوسها، ز سر ما
در تن حرکت نیست، بجز گردش رنگمدیگر سفر هند حنا شد سفر ما
چون غنچه، زر ما گره مشت ندیده استصندوق بگو کیسه ندوزد به زر ما
در باغ سخاوت نتوان کامرسش گفتخود را چو به کامی نرساند ثمر ما
ما را به املهای جهان، بستگیی نیستچون قطره به تن رشته نگیرد گهر ما
کرده است زخود بیخبرم، یاد عزیزانبا آنکه نگیرند عزیزان خبر ما
واعظ ندهد غیر گل آتشی از ویخاری که زند دست به دامان تر ما