شمارهٔ ۶۳۳
وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)قافیه: ردهیی۷ بیت
بنده تن تا به کی، ای جان اگر آزادهای؟!خویش را ای دل، چرا چندی به دنیا دادهای؟!
حسن کرداری، چو یاری نیست در مصر قبولیوسف است، از چه بر آری هرکجا افتادهای
ناید از کلکم دگر نقش سخن از خال و خطبعد از این ما و از آن رخ گفتگوی سادهای
راست ناید عمر کوته با املهای درازمرگ بس نزدیک و، تو بسیار دور افتادهای
نر گدایی گرچه نبود چون در حرص و طمعلیک چون وقت جهاد نفس گردد، مادهای
ز آن نتابد بر تو در دشت تجرد نور حقکز سیهچال تعلق پا برون ننهادهای
مرده خوابی تو واعظ، ورنه هرسو زین چمنشبنمی بر گل، سحرخیزیست بر سجادهای