گنج

شمارهٔ ۶۱۴

وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)قافیه: نی۵ بیت
پیری رسید و نور نظر گشت رفتنیاز عینک است چشم ترا خانه روشنی
از بس گزیده است مرا نیش هر زبانلرزم بخویش پوشم اگر جامه سوسنی
نتوان شدن بر اوج شرف، جز بپشت پاشد سر بلند سرو، ز بر چیده دامنی
افگنده اند بهر تو چون خاک بستریتا چند فکر قالی و پشتی و سوزنی؟!
گر عالمی بروی تو یا زند تیغ کینآنست ضربه تو که بر خویشتن زنی