گنج

شمارهٔ ۶۱۳

وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)قافیه: نی۶ بیت
بکام خویش، نچیدم گلی ز باغ جوانینکرده است مرا پیر، غیر داغ جوانی
در این دو روز ببین فکر خود، که نیست میسرتهیه سفر مرگ بی دماغ جوانی
شراب داد چو ساقی، پیاله باز ستاندبنوش تا ز تو نگرفته اند ایاغ جوانی
ز دیده اشک و، ز دل آه و، از دهان تو دندانبرون دوند بهر سوی، در سراغ جوانی
بگرد از پی خود، تا نظر نمانده ز کارتکه این گهر نتوان یافت بی چراغ جوانی
ببند بار کنون، چون ترا چو واعظ بی برشکوفه کرد ز موی سفید، باغ جوانی