شمارهٔ ۵۹۷
وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)قافیه: ندگی۶ بیت
با همه نیرنگ، تاکی گفت و گوی سادگی؟!خودفروشی چند، با این دعوی آزادگی؟!
خاکساران را، در آن درگاه قرب دیگراستسجده گاه خلق شد، سجاده از افتادگی
بی نشانان بیشتر درد سر از کثرت کشندکعبه را برگرد سرگردند، از بی جادگی
لاف رعنائی زند، گر سرو پیش قامتشدارد آن سرو روان در خدمتش استادگی
با زبان سبزه گوید دانه در خاک این سخن:نیست غیر از سرفرازی، حاصل افتادگی!
نشأه دردی طلب واعظ، که گردی دلنشیننیست حرمت شیشه را در محفل از بی بادگی