گنج

شمارهٔ ۵۷۷

قافیه: ری۵ بیت
دلم از گرد کلفت، شام دیجور است پنداری!در او یاد جمالت، آتش طور است پنداری!
نظر بر خرمن جمعیت ما همدمان داردجهان تنگ بر ما دیده مور است پنداری
شود پر باد چون از عجب، سوی خویشت بیندنگاه چشم خودبین، نیش زنبور است پنداری!
خموشست و، ازو در هر رگ جانیست فریادیزبان عاشقان مضراب طنبور است پنداری
بچشم زنده دل، مرگست واعظ خواب آسایشبه پیش عاشقان، بستر لب گور است پنداری