گنج

شمارهٔ ۵۲۳

وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)قافیه: ممزن۷ بیت
به گوش آنکه بود بهره‌ور ز فهمیدنصدای ریختن آبروست خندیدن
سفر برون برد از طبع مرد خامی‌هاکباب پخته نگردد، مگر به گردیدن
ترا به سختی ایام می‌کنند آگاهکه چشم را سبب بینش است مالیدن
ز بی‌دماغی خود از سلوک اهل زمانبه این خوشم که ندارم دماغ رنجیدن
ز سطر رشته زنار خواندن این مضمونکه: کفر محض بود گرد خلق گردیدن!
ز بخل خرج، ره دخل بسته می‌گرددکه شیر پستان کم گردد از ندوشیدن
چه گوش پند شنو، چشم داری از مردم؟چو هست کار تو واعظ، همیشه نشنیدن!