گنج

شمارهٔ ۵۱۳

قافیه: لنتوانیرفتن۵ بیت
پهلوانی نیست سنگی یا گلی برداشتنپهلوانی چیست؟ باری از دلی برداشتن!
پیش صاحب دیدگان، رقص نشاط همت استدست احسان جانب هر سائلی برداشتن
تخم سعی و، آب چشم و، خاک هستی داده اندتخم میباید فشاندن، حاصلی برداشتن
یک گل سیراب از بهر دماغ ما بس استکو سر برگ دلی دادن، دلی برداشتن؟!
رفت وقت عاشقی واعظ بمرگ خود بمیر!چند این منت ز تیغ قاتلی برداشتن؟!