گنج

شمارهٔ ۵۰۲

وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)قافیه: ندان۹ بیت
خود هم ز ظلم خانه خرابند ظالماندیوار و در ندارد، از آن خانه کمان
مالی گرفته اند و، عوض عمر داده انددنیا گران برآمده بهر ستمگران
دنیا بود چو مزبله یی پر ز بوی گندز آن روی نیست پاک دلان را، دماغ آن
خواهی اگر ز پای نیفتی، خموش باشبر نخل عمر، اره بود شمع را زبان
پا بسته جهانی و، دلخوش که سالکیپا در گلی چو سرو و، کنی نام خود روان؟!
دست ستم به گوشه نشینان نمیرسدتا حلقه بود زور ندید از کسی کمان
یک حرف نشنویم که باشد شنیدنیمحفل پر از زبان و، سخن نیست در میان
خود ناگرفته پند، مده پند دیگریپیکان به تیر جا کند، آنگاه بر نشان
واعظ چو گوش حق شنوی نیست، خود چو گلهم گوش گشته ایم درین بزم و، هم زبان!