گنج

شمارهٔ ۵۰۱

وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)قافیه: ان۵ بیت
چنان زشتم، که ترسم چشم رحمت ننگرد سویممگر فردا کشد رنگ خجالت پرده بر رویم
اقامت چون توان کردن، چو آمد نوبت پیری؟درین میدان قد خم گشته چوگانست و، من گویم!
چنان در بستر افتادگی بر خویش میبالمکه تنگی میکند بر تن، لباس نقش پهلویم
ندانستم ز حیرت یار کی برخاست از مجلس؟تپیدن‌های دل هرچند زد دستی به پهلویم!
چنان افشرده ذوق بردباری پا بدل واعظکه نتواند دگر از جای کندن حرف بدگویم