شمارهٔ ۴۱۸
وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)قافیه: اببخش۵ بیت
وقت نزاع، جان و دل از بهر غارتشناخن بهمزند ز دو ابرو اشارتش
شاید که در لباس رسد از لبش بکامپنهان شده است معنی از آن در عبارتش
گردیده خاطرم چو قدمگاه یاد اوغمها از آن کنند تلاش زیارتش
دل خانه شکسته ز بار وجود تستباشد خراب ساختن خود، عمارتش
واعظ نبود با خبر از زخم تیغ دوستمرهم چه خوب کرد که داد این بشارتش