شمارهٔ ۴۱۷
شمشاد چیست تا کند آن زلف شانه اش؟!آیینه کیست؟ تا تو نهی پا به خانه اش
آن رنگ دلفروز که من دیده ام ز توهرکس تو را برد، فتد آتش بخانه اش
گر بگذری ز کشت، بآن خال عنبرینبیرون چو مور، میدود از خاک دانه اش
جز بخت من، کسی ز دیار تو برنگشتهر قاصدی که سوی تو کردم روانه اش
از بسکه زنگ از دل و دیوار و در بریهر جا که پا نهی، کنی آیینه بخانه اش
واعظ ز یمن فقر، بهر محفلی که رفتبالانشین صدر شود آستانه اش