شمارهٔ ۳۴۹
ریخت چون دندان، مدار جسم مشکل میشودآسیا بیپره چون گردید، باطل میشود
عاقلان را پاس این و آن، کم از زنجیر نیستچون میخواهد، اگر دیوانه عاقل میشود
تا نسازی خرج نقد خود، نمیآید به کاردل چو از دست تو بیرون میرود، دل میشود
هیچکس از شیوه افتادگی نقصان نکردعاقبت از خاکساری دانه حاصل میشود
با عصا شاید کند طی نفس راه بندگیچوب در کار است، اسبی را که کاهل میشود
نیست دخل امروز فکر خرج را در کار خلقنقد عمر مردمان، خرج مداخل میشود
پا نهد گر کس به دام عقل از روی رضاپس چرا مجنون به ضرب چوب عاقل میشود؟!
در هوای عشق از بس تشنه خون خودمخون من آب دم شمشیر قاتل میشود
با زبان چرب میخواهد نشاند آتشممیرود هرچند عقل، جاهل میشود!
میل آن مژگان کج بیجا نباشد، چشم منهرکه میبیند رخ خوب تو، مایل میشود!
مدرس آن زلف دارد، حلقهای از درس عشقگر خورد دود چراغ آنجا دلت، دل میشود!
از دم تیغ است واعظ راه حق باریکترنیست جز خونش به گردن، هرکه غافل میشود